هيپنوتيزم چيست (9)
راه سوم: تلقين به نفس
مؤثرترين راه تلقين به نفس اين است كه بصورتي عادي دربارة آن موضوع مورد نظر فكر كنيم. عدهاي تصور ميكنند. تلقين به نفس آن است كه تعدادي جملات مثبت و با روح را روي كارتهايي بنويسند و روزي چند بار از روي ميل بخوانند. البته اين راه خوبي است و مؤثر واقع خواهد شد ولي راه اساسي و اصلي، فكر كردن بصورتي مثبت و سازنده دربارة مساله مورد نظر است.
در شرايطي كه فرد به موضوع مورد نظر براي تلقين به نفس فكر ميكند، در حقيقت با خودش حرف ميزند، انسان نميتواند بشكلي فكر كند كه با خودش حرف نزند.
مهمترين و مؤثرترين راه تلقين به نفس خواندن چند جملة خوب و سازنده يا تكرار آن با صداي بلند نيست، بلكه فكر كردن دربارة آن است، بنابراين شخصي كه مايل است در زمينهاي پيشرفت يا تغيير كند، بايد دربارة آن موضوع بيشتر و بيشتر فكر كند و براي اثبات و يا قبول آن دلايل قانع كنندهاي بياورد. جهت مسير زندگي انسان در روزهاي آينده با نوع افكار وي در امروز مشخص و برنامهريزي ميشود.
راه چهارم: هيپنوتيـزم
هيپنوتيزم ميتواند تمام آن چيزهايي را كه سه راه قبلي ميتوانستند بوجود بياورند، به تنهايي ايجاد كند. در جريان هيپنوتيزم با ايجاد درجاتي از بيهوشي و بيارادگي در ضمير آگاه، امكان دسترسي مستقيم به ضمير ناخودآگاه فراهم ميشود. در اين زمينه امكانات با ارزشي در دسترس است، زير ميتوان قبلاً زمان، مكان و هدف را به دلخواه و بدقت تهيه و تدارك ديد و مشخص كرد.
حالت هيپنوتيزمي يك جريان يا پديدة مصنوعي و غير عادي نيست و در حقيقت همة ما در مدت شبانه روز لااقل دوبار حالت هيپنوتيزمي را تجربه ميكنيم!
انسان وقتي شبها به بستر ميرود، پس از مدتي يكدفعه از حالت بيداري به خواب نميرود، بلكه اين پديده بصورتي تدريجي و مرحله به مرحله صورت ميگيرد. عين اين پديده در موقع بيدار شدن در صبحگاه هم اتفاق ميافتد يعني ابتدا قدرت شنوايي بيدار ميشود و بعد چشمها باز ميشود. هيپنوتيزم نوعي خواب گذرا است بين حالت كسب قدرت شنوايي و پيدايش قدرت بينايي قرار ميگيرد. در اين مرحله، ضمير آگاه فرد تا حدودي دچار بيهوشي شده و در يك حالت آگاهي كامل قرار ندارد و از طرف ديگر به ظاهر خوابيده ولي در حالت خواب هم نيست. (22)
اين درست است كه برخي از مشخصات ظاهري هيپنوتيزم مشابه خواب است و براي ايجاد آن در جريان تلقينات اوليه از لغت خواب استفاده ميشود، ولي تفاوتهاي زيادي اين دو پدپده را از يكديگر متمايز ميكند. بطور واضح فرد خوابيده قادر به تكلم نيست، در حاليكه در شرايط هيپنوتيزمي ارتباط كلامي بخوبي برقرار است و سوژه نسبت به تلقينات ارائه شده عكس العمل مناسب نشان ميدهد. اين تفاوتها بخوبي توسط آزمونهاي علمي و مشاهدات عيني نشان داده شدهاند. در جريان هيپنوتيزم واكنشهاي عصبي مانند حالت بيداري و بدون تغيير باقي ميماند (مگر اينكه براي ايجاد تغييراتي در آنها تلقيني شده باشد). در حاليكه اين واكنشها در جريان خواب تا حد قابل ملاحظهاي كاهش مييابند. (5)
هيپنوتيزم چيست (۸)
راه دوم: ضربه هاي روحي و جسمي
غالباً در افراد بالغ ضمير ناخودآگاه از اين طريق برنامه
ريزي ميشود. در افكار و رفتار افراد بزرگ علائم و آثاري هويدا ميشود كه ميتوان آنها را با حادثهاي كه در گذشته اتفاق افتاده، مرتبط دانست. آثار ضربهها و شكستهاي روحي تا پايان عمر ممكن است از خاطر ما پاك نشوند و درسي كه از اين حوادث دردناك گرفتهايم، هيچگاه فراموش نميشود. در شرايطي كه فرد تحت تأثير يك حادثه بزرگ قرار ميگيرد، تا حدودي حالت بيهوشي به وي دست ميدهد كه متناسب با ابعاد حادثه است. در اين شرايط دريچة ضمير ناخودآگاه وي بر روي تلقينات مثبت و منفي باز است.
حالت ديگري كه در آن تلقين پذيري انسان شديد ميشود زماني است كه فرد بصورت شديدي ترسيده باشد. در حوادث بزرگ مثل مرگ ناگهاني بزرگتر يك خانواده، افراد در اوج نااميدي و وحشت اين حالت تلقينپذيري شديد را خواهند داشت. پس بصورت كلي ميتوان گفت: در زماني كه فردي تحت تأثير يك احساس شديد عاطفي قرار ميگيرد، نوعي حالت بيهوشي به وي دست ميدهد و ذهن او را در شرايطي قرار ميدهد كه حوادث طبيعي، مانند تلقينات به وي دست ميدهد و ذهن او را در شرايطي قرار ميدهد كه حوادث طبيعي، مانند تلقينات يك هيپنوتيزور عمل كرده و بشكل برنامهريزي شدهاي در ضمير ناخودآگاه وي مستقر ميشود. (22)
راه دوم: ضربه هاي روحي و جسمي
غالباً در افراد بالغ ضمير ناخودآگاه از اين طريق برنامه
ريزي ميشود. در افكار و رفتار افراد بزرگ علائم و آثاري هويدا ميشود كه ميتوان آنها را با حادثهاي كه در گذشته اتفاق افتاده، مرتبط دانست. آثار ضربهها و شكستهاي روحي تا پايان عمر ممكن است از خاطر ما پاك نشوند و درسي كه از اين حوادث دردناك گرفتهايم، هيچگاه فراموش نميشود. در شرايطي كه فرد تحت تأثير يك حادثه بزرگ قرار ميگيرد، تا حدودي حالت بيهوشي به وي دست ميدهد كه متناسب با ابعاد حادثه است. در اين شرايط دريچة ضمير ناخودآگاه وي بر روي تلقينات مثبت و منفي باز است.
حالت ديگري كه در آن تلقين پذيري انسان شديد ميشود زماني است كه فرد بصورت شديدي ترسيده باشد. در حوادث بزرگ مثل مرگ ناگهاني بزرگتر يك خانواده، افراد در اوج نااميدي و وحشت اين حالت تلقينپذيري شديد را خواهند داشت. پس بصورت كلي ميتوان گفت: در زماني كه فردي تحت تأثير يك احساس شديد عاطفي قرار ميگيرد، نوعي حالت بيهوشي به وي دست ميدهد و ذهن او را در شرايطي قرار ميدهد كه حوادث طبيعي، مانند تلقينات به وي دست ميدهد و ذهن او را در شرايطي قرار ميدهد كه حوادث طبيعي، مانند تلقينات يك هيپنوتيزور عمل كرده و بشكل برنامهريزي شدهاي در ضمير ناخودآگاه وي مستقر ميشود. (22)
هيپنوتيزم چيست (۷)قابل توجه والدين
جهت درك رابطه بين ضمير آگاه و ناخودآگاه مثالي ملموس توسط دكتر ريچارد شروت ارائه گرديده ، به شرح زير :
ضمير آگاه و ضمير ناخودآگاه را به دو سر يك چوب تشبيه ميكنيم و تمام چوب همان ضمير انسان بصورت كامل است . تصور كنيد از اين چوب يك ( الاكلنگ ) بسازيم . در اين صورت هميشه يك قسمت آن بالا و قسمت ديگر آن پائين قرار ميگيرد و ممكن نيست هر دو قسمت بالا يا پائين باشند . در حالت هوشياري قسمت ضمير آگاه در بالا و به صورت فعال عمل ميكند و ضمير ناخودآگاه در پايين و در وضعيت غير فعال قرار دارد . در حالت هيپنوتيزم ، تا حدودي ضمير آگاه مهار شده و ضمير ناخودآگاه فعال ميگردد . يا به زبان ديگر ( الاكلنگ ) در وضع تعادل يا نزديك به تعادل قرار ميگيرد . در اين شرايط امكان ارتباط و تأثيرگذاري بر روي ضمير ناخودآگاه وجود دارد .
ضمير ناخودآگاه مثل كامپيوتر عمل ميكند و مانند آن هم برنامه ريزي ميشود . حافظه يا محتوي ضمير ناخودآگاه به چهار روش پر ميشود .
مسئله مهم اين است كه بدانيم همه افراد با ضمير ناخودآگاه سالم و بدون عيبي متولد ميشوند ، اگر فردي رفتاري زشت و افكاري نادرست دارد ، اين آن چيزي است كه در ضمير ناخودآگاه او وارد شده و ضمير ناخودآگاه در ضبط اين اعمال تقصير و يا عيبي نداشته و درست آنچه را كه قبلاً به او داده اند ، بعداً منعكس ميسازد. ضمير ناخودآگاه ما بصورت طوطي وار و با استدلال قياسي دقيقاً همانطوري كه برنامه ريزي شده عمل ميكند .
راههاي برنامه ريزي ضمير ناخودآگاه :
راه اول : برنامه ريزي دوران كودكي در حقيقت بچه هاي كوچك عملاً در يك شرايط و حالات هيپنوتيزمي قرار دارند ، آنها در يك حالت باصطلاح ( خواب هيپنوتيزمي ) و يا باصطلاح علمي (ترانس ) واقعي هستند .
از آنجا كه در بچه ها قوه استدلال و تفكر بصورت استقرايي هنوز شكل نگرفته ، نحوه تفكر و استدلال آنها قياسي و هيپنوتيزمي است ، لذا در دوران كودكي بسياري از مطالب از طريق تقليد يا تلقين در ذهن كودك وارد ميشود . بچه ها بصورت قياسي نه بصورت استقرايي فكر ميكنند و گاهي تا سنين بالاتر هم اين طرز تفكر در بعضي از افراد باقي ميماند.
توده عظيمي از ميليونها خاطرات در درون ما وجود دارد كه سرشار از تأثيرات مطبوع و نامطبوع است ، وقتي اين خاطرات علي الظاهر فراموش ميشوند ، عمالاً در باطن و در ناخودآگاه ما ثبت ميگردند . ما ميدانيم كه اين خاطرات قادرند آثاري در ذهن ناخودآگاه ما بجا گذارند .
اثر صحبت ها و رفتارهايي كه بچه ها در كوچكي مي شنوند يا مي بينند ، مشابه به تلقيناتي است كه در يك نوجوان يا فرد بالغ بصورت هيپنوتيزم القا ميگردد . متأسفانه در اغلب موارد ، اين حرفها تلقيناتي منفي و مخرب هستند :( تو هيچوقت آدم نميشي ، تو بچه احمقي هستي ، حتي يك دفعه شده كه تو حرف راست بزني ؟ تو بايد از كارهايت خجالت بكشي ، تو باعث خجالت و شرمندگي ما هستي ، تو در زندگي هيچي نميشوي ، هيچ كس تو را دوست ندارد و جملاتي از اين قبيل كه در ضمير ناخودآگاه بچه ضبط ميشوند و از آنجايي كه اين كودك معصوم قدرت قضاوت و ارزشيابي ندارد ، تمام آنها را بصورت دربست مي پذيرد و رفتار و حركات او بر اساس اين الگوهاي فكري و رفتاري تنظيم و بعد ارائه ميگردند .
اثرات جملات دلسرد كننده اي كه ارزش و اعتبار كودك را مورد ترديد قرار دهد،مثل ترمزي است كه سالهاي بعد جلوي پيشرفت او را ميگيرد .
در حقيقت با اين حرفها در ذهن بچه براي شكستهاي بعدي در زندگي برنامه ريزي شده است . اگر ذهن بچه ها با تلقين ها و تشويق هاي خوب و سازنده پرنشود ، وقتي بزرگ شد ، شانسي براي پيشرفت نخواهد داشت .به هر حال 5 الي 6 سال اوليه زندگي بچه ها بسيار حساس و سرنوشت ساز است و در حقيقت بنيان و اساس شخصيت و آينده آنها در اين مدت برنامه ريزي ميگردد.
هيپنوتيزم چيست (۶)
بطور خلاصه در نحوه استدلال استقرايي با مشاهده تعدادي عوامل متفرقه ، به يك نتيجه گيري كلي مي رسيم . مثلاً با مشاهده يك سري علائم كلينيكي و لابراتواري پي به وجود يك نوع خاص بيماري مي بريم و در نحوه قياسي يك قانون كلي را قبول نموده و يك سلسله مشاهدات بر اساس آن مورد قضاوت قرار مي گيرند . مثلاً وقتي گفته ميشود ، ميمون ، زرافه و ببر پستاندار هستند ، ما طبق اطلاعات مورد پذيرش قبلي به اين نتيجه مي رسيم كه آنها بچه زا بوده ، چند ماه به بچه هاي خود شير ميدهند ، بدنشان از مو يا پشم پوشيده شده و …(البته مورد استثناء را هم بايد در نظر گرفت )
ضمير آگاه يعني همان ضميري كه اكنون با آن مشغول مطالعه و درك اين مطلب هستيم ،هم به صورت قياسي و هم استقرايي تفكر و استدلال ميكند . ولي ضمير ناخودآگاه انسانها فقط بصورت قياسي مطالب و پديده ها را تفسير ميكند و قادر به توجيه و تفسير استقرايي مطالب و پديده ها نيست .
كليه افراد تحت شرايط و حالت هيپنوتيزمي نيز ، تنها بصورت قياسي استدلال و عمل ميكند .
در شرايط هيپنوتيزمي ، قواي ذهني و جستجوگر و پرسشگر انسان مهار شده يا در مسير ديگري هدايت ميشود و تنها قدرت استدلال قياسي بر او چيره ميگردد . در اين شرايط ضمير ناخودآگاه تنها به روش قياسي عمل ميكند . بنابراين :ضمير ناخودآگاه ما ، همينطور افرادي كه در حالت هيپنوتيزم قرار ميگيرند ، ممكن است مطالبي را قبول كنند كه لزوماً بسياري از آنها هم حقيقت نداشته باشند .
مثلاً در هوايي گرم به ضمير ناخودآگاه فردي در حالت هيپنوتيزم تلقين ميشود كه اتاق در حال سرد شدن است ، اين مطلب بصورت كامل يا جزئي مورد قبول او قرار مي گيرد و نيازي به شواهد و مدارك ندارد . لذا نه تنها اصل سرد شدن هوا را قبول ميكند ، بلكه كليه مسائلي را كه به سردي اتاق مربوط ميشود ، قبول ميكند و شروع به لرزيدن ميكند .
هيپنوتيزم چيست (۵)
زيگموند فرويد معتقد بود نيروهاي پنهاني در درون انسان وجود دارد كه او را به سوي برخي اعمال يا افكار شديداً سوق ميدهد كه محل استقرار اين نيروها ضمير ناخوداگاه نام دارد . ناخوداگاه در قسمتي از مركز اعصاب و در پايه مغز قرار دارد و مركز اعصاب ناخوداگاه توسط الياف عصبي ارتباط نزديكي با منطقه ذهن آگاه (لايه خاكستري ) دارد كه كار اين لايه ، مقابله با تحريكات و فشارهايي است كه از ضمير ناخوداگاه تراوش ميكند .
استاد مطهري در مبحث فلسفه اخلاق مي گويد : انسان داراي دو نوع شعور است ، شعور ظاهر و شعور مغفول عنه ، يعني شعوري كه خود انسان از آن اطلاع و آگاهي دارد و شعوري كه آن هم خودش نوعي آگاهي است ولي شعور ظاهر انسان از آن بي خبر است .و حتي علماي روانكاوي امروز معتقدند كه بيشترين قسمت شعور انسان همان شعور مغفول عنه انسان است و كمترين بخش شعور انسان آن شعوري است كه انسان از وجود آن آگاه است . در مقام مثال ميگويند : اگر شما هندوانه اي را در يك حوض آب بياندازيد چقدر آن بيرون از آب ميماند ؟ مقدار كمي ، شايد نه عشر آن را آب فرا گرفته و يك عشر آن بيرون از آب باشد . يا اگر قطعه يخ بزرگي را در حوض آب بياندازند چقدرش از آب بيرون است و چقدرش زير آب ؟ عيناً شعور انسان هم آن قسمتي كه آشكار است نسبت به آن قسمتي كه مخفي است اين جور است .
دو نوع متفاوت (استدلال و تعقل )
اين مسئله مهم است كه نحوه تفكر و استدلال ضمير ناخودآگاه را درك كنيم . ممكن است كسي بگويد من مطلبي را خوانده يا شنيده ام كه ضمير ناخودآگاه آنرا نمي پذيرد ، اين حرف درست نيست .
در انسان دو نوع شيوه استدلال و تعقل وجود دارد كه به استدلال استقرايي و قياسي تقسيم ميشوند . در استدلال قياسي ، فرد ابتدا مقدمه چيني كرده و با يك تئوري كلي و يا تعميم دادن يك مسئله به يك نتيجه گيري معين مي رسد و بعد چند پديده را با توجه به آن تعبير و توصيف ميكند . در نحوه استدلال استقرايي ، فرد يك سلسله اطلاعات و مطالب كوچك و متفرق را جمع بندي نموده و به يك نظريه يا تئوري كلي تر دسترسي ميابد.
هيپنوتيزم چيست (۴)
دكتر نيگل ر . وينتر معتقد است : هيپنوتيزم يك حالت ريلاكس شدن عميق شبيه خواب است ولي خواب نيست ، زيرا هوشياري بيمار كاهش نمي يابد .
در جاي ديگر دكتر ريچارد شروت ميگويد :هيپنوتيزم ايجاد نوعي تغيير حال و آگاهي از طريق تحريك سيستم عصبي سمپاتيك و پاراسمپاتيك است . تمام هيپنوتيزم ها ، ( خود هيپنوتيزم ) هستند .
دكتر رافايل رودز ميگويد : هيپنوتيزم راهي علمي براي كنترل روان آدمي است . چراغي است كه با كمك آن دسترسي و ديدار از پيچيده ترين و پوشيده ترين دالانها و انبارهاي دژ افكار بشري امكانپذير ميشود .
در حقيقت هيپنوتيزم شامل يك احساس تمركز شديد موضعي همراه با كاهش ميزان آگاهي نسبت به محيط واقعي اطراف است .
هيپنوتيزم بعنوان يك تكنيك درماني قانوني و مشروع از جانب انجمن پزشكي آمريكا و انجمن روانپزشكي آمريكا پذيرفته شده است .
تا كنون هيپنوتيزم در دانشگاههاي زيادي تدريس شده و ميشود ، منجمله دانشكده هاي دندانپزشكي تهران و مشهد و دانشكده مامايي شهيد بهشتي و تعدادي از دانشگاههاي معتبر آمريكا ، انگلستان ، كانادا و غيره
ذكر اين مطلب جالب است كه در دانشكده دندانپزشكي گلاسكو ليست انتظار جهت ملاقات هيپنوتراپيست تا دو سال بعد وقت ميدهد .
و حالا گذشته از تعاريف فوق الذكر جهت درك بهتر تئوريها و كاربردهاي علمي هيپنوتيزم نياز است يك سري اطلاعات زمينه اي و پايه اي در اين رابطه ذكر گردد.
تعريف ضمير ناخودآگاه :
براي شروع اين مبحث نياز به تعريف حالت ناخودآگاه داريم . تعريف اين حالت راحت نيست ، زيرا انبوهي از تعاريفي كه زمينه متافيزيكي و ماوراءالطبيعه اي دارند، در اين رابطه وجود دارند و عده اي از مردم اصرار دارند آنرا به نوعي با مفهوم ( روان ) يا ( روح ) مرتبط سازند و به آن ماهيتي غير مادي و ( شبح ) مانند بدهند . علي رغم اعتقاد ما به روح و روان ، موقع بحث درباره مفاهيم و مسائل مربوط به هيپنوتيزم ارتباط قائل شدن بين آنها كاري بي مورد است .
ضمير ناخودآگاه يا حالت نيمه روشن ذهني در دامنه بحثهاي هيپنوتيزم ، يك ماهيت و مفهوم مادي و عضوي دارد . انسان داراي مغز و نخاع شوكي است كه در داخل جمجمه و ستون مهره هاي قرار دارد ، ولي مجموعه سيستم عصبي بشر ، به دو قسمت مهم قابل تقسيم است : يكي سلسله اعصاب مركزي كه شامل مغز و نخاع است و اعمال ارادي بدن را تنظيم ميكند و ديگري سيستم اعصاب خودكار كه اعمال غير ارادي بدن را كنترل ميكند . اين سيستم شامل اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك هم ميشود .
بنابراين تعريف ما از ناخودآگاه ( در مقوله هيپنوتيزم ) به اين صورت است : به مجموعه اعمال عصبي و بيوشيميايي بدن كه در سطحي پايين تر از سطح آگاهي انسان عمل ميكند ضمير ناخودآگاه گفته ميشود .
با مطالعه تعريف و توصيف هاي ذكر شده نبايد تصور شود كه مفهوم ضمير ناخودآگاه روشن شده ، زيرا در هر شاخه اي از علوم مختلف تعريف خاصي براي آن قائل شده اند ، ليكن در مجموع ميتوان به نوعي در تمام تعاريف ثبت شده در علوم معتبر اشتراكي يافت . بد نيست تعاريف ديگري نيز از ضمير ناخودآگاه ذكر نماييم :
زيگموند فرويد معتقد بود نيروهاي پنهاني در درون انسان وجود دارد كه او را به سوي برخي اعمال
هيپنوتيزم چيست(۳)
: هيپنوتيزم تغيير موقعيت و حالت هوشياري است كه تمركز ، تلقين و همكاري بيمار جهت ايجاد اين حالت ضروري است . افراد كم هوش و كساني كه دكتر ريچارد شروت معتقد است : هيپنوتيزم علمي است كه در درك و رفتار افراد به كمك دو عامل اثر ميگذارد ، يكي استفاده از قوانين تلقين پذيري و ديگري رسيدن به حالتي بنام خلسه هيپنوتيزمي . در جاي ديگر ميگويد : در شرايط كنوني به هيپنوتيزم ميتوان علم اطلاق كرد ، زيرا از اجزايي تشكيل شده كه بر اساس اطلاعات مرتب شده ، مشاهدات دقيق ، تحقيقات و تجربيات برنامه ريزي شده بدست آمده اند .
دكتر لارنس ميلتون استاپلز ، استاد دانشكده دندانپزشكي دانشگاه تافت ميگويد : هيپنوتيزم پديده اي شادي بخش ، آرامش بخش و ريلاكس كننده است . من با بيماران خود از لغت خواب استفاده ميكنم و آنها هم چشمان خود را بر هم ميگذارند ولي اصولاً خوابي به معناي واقعي صورت نمي گيرد . بيمار در اين حالت كاملاً آگاه است و از آنچه كه در اطراف او ميگذرد مطلع ميشود و ميتواند با ديگران صحبت كند . اصطلاح خواب تنها براي القاي احساس ريلاكس بودن است.
دكتر سيد رضا جماليان متخصص بيماريهاي عفوني دروني و عضو انجمن هيپنوتيزم پزشكي ايران ، چهره شناخته شده در عرصه هيپنوتيزم علمي ايران معتقد است : هيپنوتيزم تنها يك حالت خواب گونه همراه با تلقين پذيري شديد نيست بلكه پديده بسيار پيچيده اي است كه هنوز به خوبي تفسير نشده و حتي در حيوانات هم امكان پيدايش طبيعي يا مصنوعي آن وجود دارد .
دكتر پرويز ترك زبان متخصص پريودنتولوژي ، چهره شناخته شده و منحصر بفرد در هيپنودونتيك ايران كه حدود هشتاد جراحي به كمك هيپنوتيزم تا سال 1373 را با موفقيت در دانشگاه تهران بانجام رسانيده ، معتقد است : خلسه هيپنوتيزمي يك شرايط گذاري عصبي تعديل يافته است كه به كمك تحريك سيستم عصبي سمپاتيك يا پاراسمپاتيك بوجود مي آيد . اين حالت با حالاتي مانند خواب ، اغما و بيهوشي كاملاً متفاوت بوده و در واقع يك حالت وراي هوشياري است . در اين وضعيت ، قدرت و قابليت تلقين پذيري بسيار زياد است . از آنجايي كه خلسه بر اثر تحريك سيستم عصبي حاصل ميگردد ، لذا اساس و پايگاهي مادي و جسمي دارد .
دكتر هيتر براون و دكتر مك اينز اساتيد دانشكده دندانپزشكي گلاسكو معتقدند مشكلات نورولوژيكي دارند به سختي هيپنوتيزم ميشوند
به وبلاگ هيپنوتيزم خوش آمديد.
به وبلاگ زير سر بزنيد مطمئنم خوشتان ميآيد:
دندانپزشك خانواده و بهداشت دهان و دندان
هيپنوتيزم چيست(3)
دكتر ريچارد شروت معتقد است : هيپنوتيزم علمي است كه در درك و رفتار افراد به كمك دو عامل اثر ميگذارد ، يكي استفاده از قوانين تلقين پذيري و ديگري رسيدن به حالتي بنام خلسه هيپنوتيزمي . در جاي ديگر ميگويد : در شرايط كنوني به هيپنوتيزم ميتوان علم اطلاق كرد ، زيرا از اجزايي تشكيل شده كه بر اساس اطلاعات مرتب شده ، مشاهدات دقيق ، تحقيقات و تجربيات برنامه ريزي شده بدست آمده اند .
دكتر لارنس ميلتون استاپلز ، استاد دانشكده دندانپزشكي دانشگاه تافت ميگويد : هيپنوتيزم پديده اي شادي بخش ، آرامش بخش و ريلاكس كننده است . من با بيماران خود از لغت خواب استفاده ميكنم و آنها هم چشمان خود را بر هم ميگذارند ولي اصولاً خوابي به معناي واقعي صورت نمي گيرد . بيمار در اين حالت كاملاً آگاه است و از آنچه كه در اطراف او ميگذرد مطلع ميشود و ميتواند با ديگران صحبت كند . اصطلاح خواب تنها براي القاي احساس ريلاكس بودن است.
دكتر سيد رضا جماليان متخصص بيماريهاي عفوني دروني و عضو انجمن هيپنوتيزم پزشكي ايران ، چهره شناخته شده در عرصه هيپنوتيزم علمي ايران معتقد است : هيپنوتيزم تنها يك حالت خواب گونه همراه با تلقين پذيري شديد نيست بلكه پديده بسيار پيچيده اي است كه هنوز به خوبي تفسير نشده و حتي در حيوانات هم امكان پيدايش طبيعي يا مصنوعي آن وجود دارد .
دكتر پرويز ترك زبان متخصص پريودنتولوژي ، چهره شناخته شده و منحصر بفرد در هيپنودونتيك ايران كه حدود هشتاد جراحي به كمك هيپنوتيزم تا سال 1373 را با موفقيت در دانشگاه تهران بانجام رسانيده ، معتقد است : خلسه هيپنوتيزمي يك شرايط گذاري عصبي تعديل يافته است كه به كمك تحريك سيستم عصبي سمپاتيك يا پاراسمپاتيك بوجود مي آيد . اين حالت با حالاتي مانند خواب ، اغما و بيهوشي كاملاً متفاوت بوده و در واقع يك حالت وراي هوشياري است . در اين وضعيت ، قدرت و قابليت تلقين پذيري بسيار زياد است . از آنجايي كه خلسه بر اثر تحريك سيستم عصبي حاصل ميگردد ، لذا اساس و پايگاهي مادي و جسمي دارد .
دكتر هيتر براون و دكتر مك اينز اساتيد دانشكده دندانپزشكي گلاسكو معتقدند : هيپنوتيزم تغيير موقعيت و حالت هوشياري است كه تمركز ، تلقين و همكاري بيمار جهت ايجاد اين حالت ضروري است . افراد كم هوش و كساني كه مشكلات نورولوژيكي دارند به سختي هيپنوتيزم ميشوند .
پوزش از دوستان
عزيزان سلام،از اينكه دراسفند ماه با شما نبودم معذرت ميخواهم.
آخه اسفند (گلدن تايم) ما دندانپزشكان است و غير از كار در مطب فرصت حتي مهماني رفتن يا مهماني دادن هم نداريم و بايد به درخواستهاي پر از عجله بيماران شب عيد پاسخگو باشيم.
از طرفي در ايام نوروز مردم تمام پولشان را خرج ميكنند و ديگر فروردين ماه دنبال درمان را نميگيرند.
بزودي در خدمت شما خواهم بود.
هيپنوتيزم چيست (۲)؟؟؟؟؟
هايدن هين معتقد است كه : حالت هيپنوتيزم در اثر از كار افتادن موقتي سلولهاي كرتكس مغز بوجود مي آيد .
دكتر وان پلت : هيپنوتيزم عبارت از يك حالت تمركز شديد مغزي است .
دكتر مايرز : حالت مخصوصي كه اجازه تحريك و ايجاد پديده هيپنوتيزم را ميدهد ، صرفاً تلقين نيست ، بلكه امكانات جسمي و رواني سوژه هم مطرح است .
آبه فازيا نيز پيش از اينها و حتي پيش از بريد گفته بود كه : هيپنوتيزم جنبه ذهني دارد و لذا آمادگي فكري و ذهني سوژه در حصول نتيجه بسيار مؤثر است .
ايوان پاولوف فيزيولوژيست و عصب شناس روس معتقد بود : بروز حالت خواب در اثر منع حفاظي است كه در سراسر نيمكره هاي مغز منتشر ميشود و تا حد معيني در مغز پائين ميرود .
كولين بنت معتقد است : گرچه فراگيري هيپنوتيزم سهل و آسان است ولي بحث در شناسايي و توجيه ماهيت آن مشكل و سخت است . با تسلط بر تئوري و كاربرد هيپنوتيزم ، اين امكان براي شما پديد مي آيد كه به سرعت قطع و وصل يك كليد برق ، سوژه اي را هيپنوتيزم يا بيدار كنيد ، ولي همانطوريكه اكثريت عظيمي از مردم جامعه از ماهيت الكتريسيته آگاهي ندارند ، اغلب هيپنوتيزورها نيز مطالب زيادي درباره هيپنوتيزم نميدانند .
پديده هيپنوتيزم حاصل يك ارتباط بسيار دقيق بين دو فرد است . اين عقيده هاري آرونز و گيل گاردنر است .
دكتر هربرت اشپيگل استاد باليني روانپزشكي در كالج پزشكان داخلي و جراحان كلمبيا معتقد است : در دامنه آگاهي بشري ، اگر حالت آگاهي معمولي در ميان يك خط قرار گرفته باشد ، در يك انتهاي اين خط حالت اغما يا بيهوشي كامل و در انتهاي ديگرش هيپنوتيزم يا تمركز زياد حواس قرار ميگيرد .
حالت هيپنوتيزم ـــــــ هوشياري عادي ــــــــ حالت اغما
(تمركز زياد ) ( آگاهي معمولي ) ( بيهوشي )
دكتر ژوزف هاريمن معتقد است كه : چكيده و گوهر هيپنوتيزم در ايجاد و خلاقيت يك تمايل و توانايي خلاصه ميشود كه نقش و اهميت فرد هيپنوتيزم شونده در سطح والايي قرار دارد .
دكتر تئودور باربر در دانشگاه آمريكايي واشنگتن تحقيقات علمي وسيعي درباره پديده هيپنوتيزم انجام داده و بعد از آن نيز در آزمايشگاه ارتباطات اجتماعي هاروارد اين فعاليت را ادامه ميدهد . او ميگويد : ما به اين نتيجه رسيديم كه هيپنوتيزم قادر است كارهاي محيرالعقولي را انجام دهد ولي بايد توجه داشته باشيم كه هيپنوتيزم موقعي درست عمل ميكند كه آنرا قبول داشته باشيم و حقيقت آن را پذيرفته باشيم … موقعي هيپنوتيزم بر روي فرد مؤثر واقع ميشود كه فرد مورد نظر به آن معتقد بوده و آنرا يك موضوع جدي قلمداد كند ، چون در غير اين صورت واكنش و اثر آن بستگي به چگونگي تصور شخص نسبت به عمل هيپنوتيزم خواهد داشت .
هيپنوتيزم چيست؟؟؟؟؟
هيپنوتيزم چيست ؟
قبل از پرداختن به كاربردهاي درماني هيپنوتيزم بايد به شرح و بررسي ماهيت اين پديده پرداخت . متأسفانه بدليل وجود كتب و مقالات غير علمي فراواني كه در زمينه هيپنوتيزم انتشار يافته است ، تصويري كه از هيپنوتيزم در ذهن عموم مردم نقش بسته است به شكل فني ميباشد كه با استفاده از آن، هيپنوتيزور كنترل فرد هيپنوتيزم شده را بدست ميگيرد و با بهره گيري از اين فن قادر خواهد بود كه دست به كارهاي غير ممكن بزند . از طرفي با توجه به اينكه هيچكدام از هيپنوتيزورهاي غير علمي نتوانسته اند ادعاهاي اغراق آميز خود را به اثبات برسانند، عده اي از افراد، هيپنوتيزم را نوعي كلاهبرداري و شعبده بازي در نظر ميگيرند .
تعريف هيپنوتيزم كار آساني نيست و در حقيقت انجمن هيپنوتيزم كلينيكي آمريكا نيز كه يكي از فعالترين تشكل هاي علمي مربوط به هيپنوتيزم است ، هيچ تعريف رسمي از ايجاد يا مفهوم هيپنوتيزم ارائه نكرده است و تحقيقاتشان در اين زمينه از سال 1970 بيانگر اين مطلب است كه هيپنوتيزم پذيري بعنوان يك ويژگي استوار و قابل اندازه گيري و سنجش ميباشد .
هيپنوتيزم، بعنوان يك تكنيك درماني مشروع و قانوني از جانب انجمن پزشكي آمريكا و همچنين انجمن روانپزشكي آمريكا ، انگلستان، و همچنين كشور خودمان ايران پذيرفته شده است .
محققين و دانشمندان اين علم و هنر ارزشمند، از ديرباز هريك بر اساس يافته ها و باورهاي زمان خود تعاريف مختلفي از هيپنوتيزم ارائه نموده اند كه قبل از ادامه اين مبحث لازم است برخي از اين تعاريف را صرف نظر از صحيح يا غلط ، كامل يا ناقص ، مبهم يا روشن بودن آنها مطرح نمايم :
بطور كلي لغت هيپنوتيزم براي شرح موضوع و تكنيكهايي بكار ميرود كه نتيجه نهايي آن ايجاد حالت هيپنوز است .
دكتر ليبولت معتقد بود : هيپنوتيزم نتيجه كاشتن باورها در ذهن است ، باورهايي كه ميتوانند بگونه اي استادانه منجر به نيل به هدفي مطلوب شوند .
دكتر جيمز بريد معتقد بود كه : هيپنوتيزم پيوندي نزديك با اعصاب دارد و هيپنوتيزور ميتواند با نيروي اراده و تلقين ، سوژه را در حالت خواب قرار دهد .
طرفداران تلقين معتقدند : هيپنوتيزم حاصل القائات ممتد هيپنوتيزور در سوژه است.
دكتر اميل كوئه ميگويد : هيپنوتيزم جز تلقين و تلقين به نفس نيست .
دكتر بوريس سيديس كه از شاگردان پروفسور ويليام جيمز بود معتقد است : هيپنوتيزم يك حالت غير عادي مغز است كه بصورت مصنوعي پديد آمده و عمدتاً با خاصيت تلقين پذيري اغراقي مشخص ميشود .
در جاي ديگر ميگويد : عامل اصلي در هيپنوتيزم تلقين است و تلقين هم عبارت از القاء فكري است كه بطور نيمه خودكار از قوه به فعل درآيد .
پروفسور هيوزبنت معتقد است : قسمتهاي مختلف مغز ، هر يك انجام كار و وظايفي را بعهده دارند . هنگام هيپنوتيزم قسمتهاي ديگر مغز به انديشه هاي مختلف توجه دارند ، از كار ايستاده و فقط يك فكر و موضوع براي سوژه باقي ميماند و آن توجه و تمركز به يك نقطه يا فكر است و در چنين حالتي تلقين وارد صحنه شده و سوژه ، افكار تلقين شده را مي پذيرد .
۲۱) تاريخچه هيپنوتيزم(قسمت آخر تاريخچه هيپنوتيزم )
از ديگر دانشمندان بزرگ هيپنوتيزم ، دكتر فولگيس متخصص عصب شناس انگليسي است كه سخنراني و نظريات نوين او در كنگره روانشناسي بين المللي در لنينگراد معروف است . او در يكي از مقالاتش در مجله پزشكي بريتانيا مي نويسد : باستثناء مشاوره هاي پزشكي بسيار زياد در كلينيك ها و درمانگاهها و غيره در طول طبابت خصوصي خودم بالغ بر شصت و دو هزار بيمار را از طريق معالجه رواني و اكثراً بوسيله هيپنوتيزم معالجه كرده ام كه تمامي آنها در پرونده هاي جداگانه ثبت و ضبط شده است .
از اين مجموع بالغ بر ده هزار الكلي ، دوازده هزار حالت افسردگي رواني سخت ، ده هزار مبتلا به بيماريهاي خواب ، قلبي و بهم خوردن توازن خوني ، پانزده هزار بيماريهاي روان ـ تنايي و تعداد بيشماري در حالات نامتعادل رواني ( پسيكوپات ) را از طريق هيپنوتيزم معالجه كرده ام .
در سالهاي اخير دانشمندان به واقعيات با ارزش علمي فراواني در رابطه با هيپنوتيزم دست يافته اند و هيپنوتيزم امروز با كوشش و تحقيقات علمي وسيع دانشمنداني كه در زير نام ميبريم ، بعنوان يك وسيله درخشان درماني كه عارضه اي بدنبال ندارد ، كاربرد فراواني پيدا كرده است و در اكثر كشورهاي جهان چون انگلستان ، آمريكا ، شوروي سابق ، فرانسه ، آلمان و غيره كلينيكهاي وسيع و مجهزي داير شده است و هيپنوتيزم رسماً مورد استفاده قرار گرفته و به رسميت شناخته شده است .
دانشمنداني چون : وان پلت فولگيس ، مايزر ، ميلچني ، ولمن ، پي ويتور ،اچ شولتز ، لوكرون ، اريكسون ، فورل ، مينه ، براين ، اسگود، شارپنيته ، شرلوك ، آيزن ، دوكاس ، واسيليوف ، ريضل ، شيندلر ، ولبرگ ، ليندلر ، هنگستمر ، ويت زن هافر ، هاري آرونز ، مارچزي ، جيندر ، هارولد ، ويليام براون ، بئوچن ، مانكئون ، هاريمن ، بك من ، باربر ، پلاتينوف ، كودرس ، ولز ، رولاند ، فنيشل ، مونستربرگ ، فورست ، كراگر ، كاپريو ، پاورز ، ريچارد شروت ، كروجر، ادموندز ، سوني ، جيمز هال استابروكسل ، گيل ، منينگر، جيبسون و ده ها پزشك ، روانپزشك ، دندانپزشك و دانشمند ديگر .
تكامل و درخشش هيپنوتيزم در عصر ما بر پايه نظريات دانشمنداني مثل مسمر با نظريه ( مغناطيس حيواني ) و بريد با نظريه ( چشم دوختن به نقطه نوراني ) و كوئه با نظريه ( اثرات تلقين به نفس ) قرار دارد .
مطالعه تاريخ هر موضوع ، اطلاعات با ارزشي راجع به آن موضوع به ما ميدهد و مارا از فراز و نشيب و تكامل موضوع آگاه كرده و با افرادي كه در اين راه تلاش نموده يا مانع بوده اند آشنا ميسازد .
اميدوارم ذكر اين تاريخچه هرچند كوتاه در درك بهتر از هيپنوتيزم و سير تحول و تكامل آن مؤثر باشد .
۲۰)تاريخچه هيپنوتيزم(هيپنوتيزم علمي)
لسلي لوكرون هيپنوتيزور بزرگ آمريكايي ميگويد : دليل كنار گذاشتن هيپنوتيزم از طرف فرويد اين بود كه اولاً او نزد بروئر ، تازه كاري بيش نبود ، ثانياً خودش نيز هيپنوتيزور قابلي نبود ، زيرا اعتماد به نفس لازم را نداشت . چرا كه براي تحريك عمل هيپنوتيزم و اخذ نتيجه مطلوب بايد قبل از هر چيز اطمينان و اعتماد كامل در خود شخص وجود داشته باشد . فرويد در زمان جواني بسيار محجوب بود و اگر كسي از بيمارانش كه مقابل او نشسته بود به او خيره ميشد ، ناراحت مي گرديد ، بدين جهت بيمارانش را روي تخت مي خوابانيد و خود در بالاي سر تخت روي صندلي مي نشست .
روش تداعي فرويد كه در زمان او طرفداران بسيار داشت ، بمرور مورد انتقاد دانش پژوهان قرار گرفت و بتدريج ارزش درماني آن كاهش يافت .
بعد از فرويد هيپنوتيزم تا جنگ جهاني دوم به حالت ركود درآمد ، تا اينكه در جنگ جهاني دوم بعلت زياد شدن بيماران رواني و نارسائي و گران بودن روش درماني روانكاوي ، توجه دانشمندان و روانشناسان به سوي علم هيپنوتيزم جلب شد و از اين زمان تكامل علمي هيپنوتيزم با سرعت بيشتري روبرو شد و تقريباً از سال 1950 در بيشتر محافل دانشگاهي در زمينه هاي كاربرد هيپنوتيزم در درمان ، پژوهشهاي وسيعي آغاز شد .
از جمله افرادي كه در زمان جنگ شروع به كاربرد هيپنوتيزم و دوباره زنده نمودن آن كردند دكتر كارلو مارچزي بود . او متولد انگلستان بود و پس از اخذ دكتراي خود در انگلستان ، ابتدا در يوگسلاوي مشغول كار در رشته هيپنوتيزم شد و سپس اداره بيمارستان صليب سرخ را بعهده گرفت كه هيپنوتيزم را بعنوان يكي از روشهاي جاري معالجات روزمره قرار داد . پس از آن اجازه گرفت كه هيپنوتيزم را در دانشكده دندانپزشكي تدريس كند . او در خلال جنگ جهاني دوم از فن هيپنوتيزم در معالجات بيماران استفاده ميكرد و در پايان جنگ بوسيله نازيها زنداني و محكوم به اعدام شد ، زيرا يك زنداني آمريكايي را بطور پنهان از طريق هيپنوتيزم معالجه نموده بود .
اما طولي نكشيد كه جنگ با شكست آلمانيها پايان يافت و مارچزي نيز از مرگ نجات يافت .
زندان براي او بهترين مكان جهت استفاده از هيپنوتيزم بود . او براي زندانيان همچون فرشته اي بود كه از آسمان نازل شده بود ، زيرا عده اي از زندانيان محكوم به مرگ در كوره هاي آدم سوزي بودند و روي عده اي ديگر بدون استفاده از داروهاي بيهوشي ، اعمال جراحي انجام ميشد و عده اي ديگر را به شكلهاي مختلف اعدام ميكردند ، مارچزي همه اين محكومين را هيپنوتيزم ميكرد و ترس و وحشت آنها را كاهش ميداد .
مارچزي ميگويد : هيپنوتيزم بر خلاف تصور عموم ، خواب نيست بلكه عبارت از تمركز فكر است كه همراه با ازدياد ادراك خارق العاده حواس ميباشد و چون خارق العاده حواس مربوط به دنياي ناخود آگاهي است . پس مكانيسم هيپنوتيزور مربوط به سازمان ناخود آگاهي است و خواب يكي از حالاتي است شبيه حالات ديگر كه در حال تمركز يا همان هيپنوز به بيمار تلقين ميشود .
۱۹)تاريخچه هيپنوتيزم(هيپنوتيزم علمي)
يكي ديگر از برجستگاني كه در تاريخ هيپنوتيزم در دوران تلقين ظاهر شد ، داروپزشك فرانسوي دكتر اميل كوئه بود . جمله معروف او ( هر روز ، در هر زمينه و به هر صورت من بهتر و بهتر ميشوم ) به اندازه خود او مشهور است . روش درماني او كه بنام ( كوئه ايسم ) شهرت يافت ، براي مدتي در فرانسه و سپس در آمريكا مورد استفاده قرار ميگرفت .
كوئه اعتقاد داشت عامل موفقيت در هيپنوتيزم ، پذيرش تلقينات و مطالبي است از جانب بيمار كه توسط هيپنوتيزور بيان ميگردد . او جمله بسيار معروف و جاوداني را براي تلقين مثبت اختراع كرده كه به آن قبلاً اشاره شد .
دكتر ژوزف بروئر پزشك نامي ديگري بود كه مدتهاي مديد با روش هيپنوتيزم به درمان بيماران هيستريك پرداخته بود .
زيگموند فرويد در آن زمان كه دانشجو بود با دكتر بروئر آشنا شد و همين آشنايي موجب تحقيقات و همكاري مشتركي گرديد .روزي دكتر بروئر بيمار هيستريكي را از طريق هيپنوتيزم درمان مي نمود كه در زمان معالجه بيمار ابراز داشت كه : ( وقتي به حالت هيپنوتيزم ميروم و خاطرات گذشته خود را به ياد آورده و بازگو ميكنم ، احساس آرامش و بهبودي عجيبي مي نمايم ) اين ابراز نظر موجب شد كه دريچه اي تازه بر روي بروئر و فرويد باز گردد و آنها را به كشف يك روش درماني جديد رهنمون شود ، كه پسيكاناليز يا روانكاوي نام گرفت .
آنها ابراز داشتند ( هر خاطره اي همراه با مقداري انرژي عاطفي ميباشد ، اگر اين خاطرات ناخوشايند و ناگوار و تلخ را حفظ و پنهان كنيم و در درون نگه داريم ، موجب جمع شدن انرژي مزاحم در مغز شده و ما را دچار دردها و بيماريهاي رواني مي گرداند و اما اگر همه خاطرات و اسرار ناراحت كننده دروني كه خوشايند و دلپذير نمي باشند ،به ياد و بر زبان آورده شوند ( برون فكني ) ، انرژي جمع شده در مغز آزاد شده و ناخوشي روحي و رواني ناپديد مي گردد.)
فرويد پس از مدتها تجربه و آزمايش متوجه شد كه ارزش درماني هيپنوتيزم نامحدود نيست .فرويد بر اثر برخورد با مشكلاتي در هيپنوتيزم نمودن بيماران و همچنين اطلاعات ناچيزش در زمينه هيپنوتيزم ، روش درمان با هيپنوتيزم را رها كرد و درمان را از طريق روش ( تداعي آزاد ) دنبال كرد . اين عمل فرويد سالها بذل توجه علمي به هيپنوتيزم را به عقب انداخت .
دوستان ميتوانيد براي دريافت پاسخ سوالات خود در مورد دندانپزشكي و بيماريهاي دهان و دندان به اين وبلاگ مراجعه نماييد :
دندانپزشك خانواده و بهداشت دهان و دندان
ramezanidentist.persianblog.ir
۱۸)تاريخچه هيپنوتيزم ( هيپنوتيزم علمي )
شاركو معتقد بود كه در حاليكه با فشار ناگهاني بر سيستم عصبي بيمار ميتوانيم در چند لحظه او را وارد خلسه كنيم ، تلقينات لفظي كاري زايد است . شاركو عقايد عجيب و غريب ديگري هم داشت ، مثلاً خيال ميكرد در حالت هيپنوتيزم ، بيمار قدرت شنوايي ندارد . او در يك جلسه براي نشان دادن صحت نظرياتش به چند پزشك ، در حاليكه بر بالاي تخت يك بيمار هيستريك جمع بودند ، اظهار داشت : آقايان حالا من با زدن ضربه اي به بازوي اين بيمار ، حالت فلج شدن در او ايجاد ميكنم و به همين صورت هم عمل كرد و آثار فلج شدن در بيمار ظاهر گرديد . ولي شاركو نميدانست كه اين حالت بر اثر تلقين لفظي او ايجاد شده است نه بر اثر ضربه زدن .
اين نوع تصورات در كنار عقيده عمومي كه خيال ميكردند در حالت هيپنوتيزم روح افراد از بدنشان خارج ميشود يا تحت اراده هيپنوتيزور قرار ميگيرد ، به علت اين بود كه در آن زمان هيپنوتيزورها يا مسمريست ها هيچگاه خودشان حالت خلسه يا بحران را تجربه نكرده بودند و باصطلاح به هيپنوتيزم از بيرون ، نه از درون ، مي نگريستند . بنابراين حتي خود هيپنوتيزورها عقايد نادرستي در باره هيپنوتيزم داشتند.
بدون شك شاركو از نوابغ و ستارگان درخشان علوم پزشكي است و نظريات ناصحيح او در باره هيپنوتيزم بيشتر به علت عدم پيشرفت كافي روانشناسي و فيزيولوژي در آن زمان بود . با اين وجود شاركو اولين دانشمندي بود كه ميزان تأثير هيپنوتيزم را به سه سطح تقسيم نمود :
1- كاتالپسي ( انجماد عضلاني )
2- لتارژي ( خواب آلودگي )
3- سومنامبوليسم ( خواب گردي )
البته اين تقسيم بندي در عصر ما ديگر اعتبار چنداني ندارد . روي هم رفته نظريات شاركو بر عكس زمينه بيماريهاي عصبي ، در دامنه هيپنوتيزم راهگشا نبود و بيشتر اين طرز تفكر را تقويت ميكرد كه هيپنوتيزم ، نوعي خواب است .
سالها بحث و جدل بين دكتر ژان شاركو استاد بيماريهاي اعصاب در بيمارستان ( سالپه تريه ) در پاريس و پروفسور برنهايم استاد دانشكده پزشكي ( نانسي ) وجود داشت و بالاخره به نفع برنهايم تمام شد و او معتقد بود كه به كمك تلقينات لفظي و تحريكات عصبي ميتوان به ايجاد هيپنوتيزم نائل آمد و عمق خلسه را به سه مرحله متفاوت تقسيم كرد .
پروفسور برنهايم و پيروان او معتقد بودند كه تنها به كمك تلقينات لفظي ميتوان ايجاد هيپنوتيزم نمود و با تجربيات و تحقيقات زياد ، نظريه شاركو را كه ( هيپنوتيزم را نشانه اي از هيستري ميدانست ) رد كرد.
زماني كه ايجاد هيپنوتيزم از طريق تلقين پا گرفته بود ، مايرز نظريه جالبي را مطرح كرد كه بر اساس آن در سطحي پائين تر از هوشياري ، جدالي بين دو شخصيت دروني انسان برقرار است . اين نظريه بعدها توسط برخي از روانشناسان آمريكا مانند پروفسور ويليام جيمز و دكتر بوريس سيديس بصورت بهتري تعريف و توصيف گرديد و نظريه ( ضمير مادون آگاه ) پا به عرصه علم گذاشت . اين نظريه به برخي از دانشمندان و پژوهشگران مكتب جديد نانسي كمك كرد و اين افراد از جمله پروفسور شارل ريشه ، پيير ژانه ، اميل كوئه ، موبيوس ، مايرز ، گورنيه ، استانلي هال و فورل در بسط و شكوفايي اين علم جديد كمك كردند .
كلينيك هيپنوتيزم پاريس سبب شد كه هيپنوتيزم در تمام دنيا طرفداران زيادي پيدا كند و فاكتور مهمي در بنيانگذاري كار يكي از بزرگترين متفكرين تاريخ جهان يعني زيگموند فرويد شد .
در اين اثنا افراد ديگري مانند برامول و توكي از انگلستان ، فورل از زوريخ ، هايدن بين از آلمان ، پرنس و مك دوگال از آمريكا و برخي ديگر ، به مطالعه و كاربرد و تجربه هيپنوتيزم پرداختند .
۱۷)تاريخچه هيپنوتيزم ( هيپنوتيزم علمي )
مسئله ديگري كه لطمه زيادي به علم و هنر هيپنوتيزم وارد كرد ، توجه مردم به موضوعات روحي و احضار ارواح بود و مردم هيپنوتيزم را به علت احساساتي كه ميتوانست در افراد ظاهر كند ، مترادف با احضار ارواح دانسته و جنبه متافيزيكي به آن دادند .
ليبولت وبرنهايم دانشمندان ديگري بودند كه درباره هيپنوتيزم تحقيقات وسيعي انجام دادند و در تكامل هيپنوتيزم نقش مهمي داشتند . اين دو بيش از شاركو در تكامل هيپنوتيزم نقش داشتند ، زيرا برداشت عميق تري از هيپنوتيزم داشتند يا لااقل چند گام جلوتر بودند .برنهايم متوجه اين موضوع شد كه ميزان هيپنوتيزم پذيري افراد طبيعي متفاوت است و عكس العمل هايي هم كه نشان ميدهند با يكديگر تفاوت دارند . روشهايي كه برنهايم بكار مي برد ، شباهت زيادي به راههايي دارد كه هم اكنون در كلينيك هاي هيپنوتيزم درماني بكار ميروند .
تلقين كردن براي پيدايش هيپنوتيزم با كلمات آرام و شمرده و آهسته همراه با طنين لالايي از ابتكارات برنهايم ميباشد .
ارائه هيپنوتيزم با اجازه و موافقت بيمار و به كمك ريلاكس كردن و ارائه كلمات و جملات آرام و تسكين بخش كه مشابه با نواي لالايي است و در پي آن بيمار يا سوژه به حالت خواب فرو ميرود ، از ابتكارات برنهايم است و در شرايط كنوني هم در كلينيك هاي هيپنوتيزم درماني، درمان به همين صورت انجام مي گيرد .
در همين زمان بود كه يكي از پزشكان معروف بنام دكتر لويد توكي براي درمان بيماران خود در سال 1889 از روشهاي هيپنوتيزم استفاده فراواني برد .
در قرن نوزدهم در كشور فرانسه پديده هيپنوتيزم بر خلاف انگلستان مورد توجه ويژه و فوق العاده اي قرار گرفت و بررسي ها و آزمايشات علمي بسياري در اين زمينه صورت پذيرفت ، بگونه اي كه قرن نوزدهم را ميتوان يكي از درخشان ترين دوران پيشرفت و تكامل علم هيپنوتيزم در فرانسه دانست .
در سال 1864 در شهر نانسي فرانسه كلينيكي براي استفاده از پديده هيپنوتيزم در درمان بيماران بنيان نهاده شد و نتايج درخشان و قابل توجهي بدست آمد . اين شيوه حدود بيست سال ادامه يافت .
در همان سالهايي كه ليبولت در گمنامي كار ميكرد ، متخصص اعصاب معروف فرانسوي بنام شاركو به كمك تحريكات شديد عصبي بيماران هيستريكي را بطور برق آسا به حالت هيپنوتيزم فرو ميبرد و معالجه ميكرد .مثلاً با روشن كردن ناگهاني يك چراغ بسيار پرنور يا بصدا در آوردن ناگهاني يك ناقوس ، بيماران هيستريكي به حالت خلسه اي همراه با انقباض عضلاني ( كاتالپسي ) فرو مي رفتند . او معتقد بود تنها بيماران مبتلا به هيستري قابليت هيپنوتيزم شدن را دارند و حالت هيپنوتيزم نشانه اي از وجود بيماري عصبي از نوع هيستري است .
بهرحال از آنجا كه شاركو تنها يا اكثراً با بيماران هيستريك سر و كار داشت ، بررسي و تحقيق در باره نظريه اش براي او امكان پذير نبود . او اعتقاد داشت برخي از نقاط بدن توليد كننده هيپنوتيزم هستند . لذا با تحريك و فشار بر اين مراكز ميتوانيم در فرد توليد حالت هيپنوتيزم بكنيم .
سلام
بزودی برميگردم،دوستي اي-ميل زده بود كه آيا نميخواهم ادامه دهم؟ خير عزيزم چند روزيست گرفتار بنائي در مطب وتعمير موتور اتومبيلم هستم و از طرفي همسرم كه زحمت تايپ نوشته هايم را ميكشد نيز فرصت تايپ را پيدا نكرد .انشاالله تا دو روز ديگر مطالب جديدي برايتان مينويسم.علت ديگري هم اينست كه من همزمان دو وبلاگ را كنترل ميكنم كه سوالات زيادي در وبلاگ ديگرم بود كه پاسخ دادن به آنها فرصتي براي رسيدگي به اين يكي را نداد.وبلاگ ديگرم با نام )دندانپزشك خانواده( در همين فهرست پزشكي است كه علاقمندان را دعوت به بازديد مينمايم.آدرس :ramezanidentist.persianblog.ir
